در این بخش میتوانید دغدغههای واقعی والدین و نحوه پاسخگویی و سناریوسازی روانشناسان ما را مطالعه کنید. برای حفظ حریم خصوصی، هیچ عکس یا نام کاملی از کودکان منتشر نمیشود.
«آناهیتا ۴ سالشه. هر وعده غذا یه جنگ جهانی راه میندازه. فقط ماکارونی میخوره.»
آناهیتا یه کلاه آشپزی سفید و بلند سرشه، سوار بر یه هویج بزرگ پرنده است که شبیه اژدهاست.
«مانی ۵ سالشه. از وقتی داداش کوچولوش به دنیا اومده خیلی حسادت میکنه.»
مانی یه شنل ابرقهرمانی بزرگ بسته و روی سینهاش یه نشان 'برادر بزرگ' میدرخشه.
«باران ۳ سالشه. از هر حیوونی که مو داره میترسه، مخصوصاً سگ.»
باران یه سنجاق سینه گل داره، کنار یه سگ پشمالوی بزرگ کارتونی نشسته که یه شال گردن بافتنی خیلی نرم پوشیده.
«آرش ۶ سالشه، عاشق لگوئه. ولی اگه یه ذره برجش کج بشه، همه رو خراب میکنه و گریه میکنه.»
آرش با کلاه مهندسی زرد، ایستاده روی یه جرثقیل غولپیکر که از لگو ساخته شده.
«سارا ۵ سال و نیمشه. هر شب جاش رو خیس میکنه و صبحها خیلی خجالت میکشه.»
تصویر سارا که سوار بر یک تخت پرنده ابری در آسمون پرستارهست.
«آرتین ۴ ساله، تو مهدکودک هر کی بهش یه چیزی بگه میزندش. اسباببازی رو پرت میکنه.»
آرتین وسط یه زمین بازی ایستاده، اما به جای اسباببازی، یه عالمه بادکنک قلبی شکل دورشه.